خرید بک لینک

موضوعات:

دوگانه باوری

header image

زوال بشری

خیلی دوس دارم مثل زمان خاصی در گذشته، که برای پناه بردن از شر دنیای بیرون، به بلاگفا، و به نوشتن نقد کتابایی که میخوندم پناه میبردم، این کار رو از سر بگیرم.

امروز به طور اتفاقی رمان کم حجمی رو برداشتم. یه رمان ژاپنی به نام (( زوال بشری)) . همون چند صفحه ی اول از کتاب رو که خوندم، فهمیدم میتونه جزو همون اثاری بشه که میتونم به دیگران پیشنهادش بدم‌ و توی لیست فیلم و کتابایی که دارم با توجه به سلیقه ی خودم جمع آوری میکنم و اسمشو (( وصیت نامه ای برای بچه هایی که ندارم)) گذاشتم، جا بدمش.

خب این کتاب تونست تا حدی ، یخ مغزمو بشکنه و حتی جرقه ای بزنه برای اینکه دوباره شروع کنم نقد نوشتن توی وبلاگ . ولی هرچی فکر میکنم نمیدونم از چه چیزی باید بنویسم. یا باید جملات منتخبی از کتاب رو همینجا بنویسم تا بمونه، یا اینکه صرفا کلیاتی از کتاب رو بنویسم. ولی آیا این میتونه راضیم کنه؟

در مورد این کتاب هم بگم که نویسنده ش خودکشی کرده. سبک این کتابش خیلی شبیه به یادداشت های زیرزمینی داستایفسکیه که راستش اول که کتاب رو خوندم ، باعث شد یکمی عقب نشینی کنم، چون از نویسنده هایی که تقلید میکنن حس خوبی نمیگیرم. اما از یجا به بعد، هویت جداگانه ای برای خودش ایجاد کرد و به اصطلاح ،(( اثر از خودش دفاع کرد)).

کتاب هنوز تموم نشده. اما خلاصه ش در دو جمله در مورد انسان تنها، منزوی و ضد اجتماعه که از انسان ها به شدت میترسه و همین ترس باعث شده بخواد به دلقک بازی هایی روی بیاره که دیگران زیاد جدیش نگیرن و بنابراین از خشم و رذالت ادم ها تاحدودی در امان باشه.

یجاش میگه: (( دلقک بازی نهایت اظهار علاقه ی من در برابر آدمی ست، تا سر حد مرگ از انسان ها می ترسیدم. پس بهتر دیدم هیچ از آن ها غافل نشوم. بنابراین به واسطه ی کارهای مضحک و خنده دار، با آدم ها ارتباط برقرار می کردم. در ظاهر همیشه چهره ای خندان برای خودم می ساختم اما درونم همیشه لبریز از رنج و نا امیدی از زندگی بود))

یا یجا جلوترش میگه:

(( هراس و ترس همیشگی در برابر انسان ها، در مقام آدم، ذره ای از رفتار و گفتار خود را قبول نداشتن، درد و رنج های خود را درون جعبه ای کوچک در سینه نهفتن، افسردگی و اندوه خود را به سختی پنهان کردن، و تظاهر مشقت بار همیشگی به آرامش داشتن، بله ، همه ی این ها مرا به انسانی غیرعادی در شمایل یک دلقک تبدیل کرده بود که به تدریج کامل و کامل تر شد))

برچسب: نویسنده: doublethinking تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:50

صفحه بندی